Archive for the درباره من Category


درباره من

06/28/2010 11:10:00 ب.ظ

به نام یزدان پاک

.
حقیقت و هستی بی نیاز از خردمندانه ترین سخنان و ترانه او بی نیاز از شعر ماست ولی تنها زمانی می توانیم شعری حقیقی بسراییم که آن موسیقی جاودان را شنیده باشیم. تنها حاصل عمر کسانی جاودانه می شود و شعر زندگی کسانی عاشقانه زمزمه خواهد شد که آن موسیقی ازلی و ابدی را به جان شنیده باشند… پس همه شعرها و کلمات را فراموش کن و تنها سعی کن آن موسیقی را بشنوی و آنگاه که شنیدی ناگهان همه جا با جهانی از ترانه های جاودان خرد مواجه خواهی شد و خواهی دانست که مسئله هیچگاه نه رفتن به بهشت، بلکه بهشت بودن بوده است هر جا که باشی
اگر یکی از سازهایمان شکست چه باک! ما در جهانی افتاده ایم که همه چیز موسیقی است

.

.


.
.

.

- متولد 19 تیر 1356 تهران

.

.

فعالیتها: پس از مهاجرات به استرالیا (2008-2012):

.

- استاد دانشگاه (Senior lecturer) / دانشگاه نوتردام سیدنی

.

-  کاندید دکترای فلسفه/ دانشگاه Macquarie سیدنی با اخذ بورس تحصیلی MQRES

http://www.phil.mq.edu.au/students/postgraduate/people/Pourmoslemi.html

.

- فعالیت پژوهشی و اجرایی به عنوان دستیار تحقیقات پزشکی، مدیر پروژه سلامت روانی و تاسیس انجمن حکمت و فلسفه ایرانیان در سیدنی

.

.

پیش از مهاجرت به استرالیا:

..

- تکمیل تحصیلات متوسطه در رشته ریاضی : تهران سال 1374/ فارغ التحصیل رشته پزشکی : تهران 1382

.

- دهها مقاله و مصاحبه در نشریات داخلی و سخنرانی در ارگانهای دولتی، سازمانهای خصوصی و دانشگاهها و برگزاری بیش از 100 کارگاه تخصصی در بیش از 20 استان کشور در موضوعات متفاوت بیشتر با تمرکز بر روانشناسی شناختی، مدیریت و تعلیم و تربیت.

.

-  ارائه مقاله در 5 کنفرانس بین المللی و نشر 4 مقاله در مجلات تخصصی بین المللی در حوزه پزشکی و همچنین مشارکت در تدوین سند بین المللی یونس در رابطه با آموزش و پرورش منطقه ای در همکاری با یونسکو و تالیف یک کتاب با عنوان برنامه ریزی عملیاتی برای مدیران اجرایی در حوزه مدیریت.

..

- تجربیات اجرایی به عنوان مدیر، مشاور، مدرس و عضو کمیته های تخصصی در همکاری با وزارت آموزش و پرورش، سازمان توسعه سینمایی سوره و فدراسیون تکواندو و مشارکت در تاسیس سه شرکت در حوزه های نشر و تحقیقات، خدمات تخصصی آموزشی و مشاوره مدیریت که جزئیات این فعالیتها در زیرآورده شده است:

.

- عضو شورای عالی سیاست گذاری و برنامه ریزی و همچنین کمیته پزشکی ورزشی فدراسیون تکواندو ایران (1387-1388)
-  عضو و دبیر کمیته مهارتهای زندگی اداره کل آموزش و پرورش ابتدایی کل کشور (1384 - 1386)
- مشاور طرح و برنامه سازمان سینمایی سوره (1381-1382)
- مدیر واحد طرح و برنامه و مدیر عامل مجتمع خدمات رفاهی بهمن وابسته به مجتمع خدمات سینمایی کشور (1380-1382)
- ریاست هیئت مدیره مرکز نشر و تحقیقات متن گستران آریا (1382-1388)
- عضو هیئت مدیره شرکت مشاوره و خدمات مدیریت آگاهان ارتباط آریا (1386-1389)
- عضو هیئت مدیره موسسه خدمات آموزشی مدارس آینده (1386- 1388)
- مدرس مدرسه بازیگری و فیلم نامه نویسی سوره در حوزه های ارتباطات غیرکلامی و خلاقیت (1379-1381)

.


.

و اما سخنی کوتاه:

.

همه هموطنانم را بسیار ساده دوست دارم، زیرا ورای همه این غوغا ، هیاهو و مرزبندی ها ،روحهای خسته ای را می بینم که بار تاریخ را به دوش می کشند و به سهم داشته خود از آگاهی ،نقش کوچک و یا بزرگ خود را بازی می کنند. مردمی که از لحظه تولد بار پیچیده ترین تاریخ ها بر دوششان گذاشته شده است و پیوسته در معرض انتخاب قرارشان داده است میان عناصری که سخت آشتی می یابند. می دانم که سرانجام” حقیقت” سرزمین من، راه خود را فارغ از بازی ما سیاهی لشکران تاریخ خواهد یافت همانگونه که هزاران سال است که می یابد.
.
جهل انسانها در ردای شمشیرهای آخته سراسر تاریخ را به عرصه جنگهای خونین و رنجهای بی پایان بدل ساخته است، ولی در نهایت در داستانی بی صدا در حاشیه جنگهای خونین ،مردمان با هم آشنا شده و دست هم را فشرده اند و دانش از سرزمینی به سرزمین دیگر رفته است. سلاطین بسیاری می خواستند مالک همه جهان باشند و امروز جهان که در چشم شاهان در خاک خفته بزرگ می نمود،دیگر به چشم مردمان امروز ،جهانی به بزرگی دیروز نیست. هگل می گوید نسلها می آیند و تاریخ را می سازند. نسلی آجر می نهد و دیوار می سازد و نسلی پنجره ای بر آن دیوار می گشاید ولی در نهایت این یک بناست که ساخته می شود و آنکه سقف پایانی را می نهد راز بنای عظیم تاریخ را خواهد دانست.

.

پس بگذار همه کلمات بیایند و از کوچه بگذرند

همیشه خواناترین سطور

سهم خاموش ترین دفتر دریا نمی شود

وقتی که ما دوباره به ایوان بیاییم

وقتی که ما دوباره در آواز بوسه، باران شویم

بگذارهمه کلمات بیایند و از کوچه بگذرند. (سید علی صالحی)ا

.

من یک دین باورم و ایمان وعشق را والاترین واژه ها می دانم و بر این اندیشه ام که ایمان بزرگترین شهامت زندگی است و عشق برای من راه بسوی یگانگی است و درک عمیق این حقیقت که با همه آنان که دوستمان دارند یا ندارند یگانه ایم. ما برگی از درختیم که هرگز جدا از درخت و سایر برگها نیست و ایمان به چنین عشقی درکی عمیق از حس یگانگی به ما می بخشد که  آزادمان می سازد، حسی از بی کرانگی را تجربه می کنیم و حساس می شویم. زیرا دیگر جایی برای حس خصومت و دشمنی نیست زیرا نه جداییم و نه پراهمیت.ولتر می گوید از باورهایت بگو تا بگویم کیستی و در من باور خود را در این آرمان یافته ام که هدف نهایی مبارزه در زندگی، دوستی با تمام مردم دنیاست و ایستادن در کنار نور، پس اگر چیزی شایسته بیزاری و نفرت است نه زشت رویان و جاهلان که زشتی و ظلمت جهل است که ماموریت باشکوه زندگی ما نبرد با چنین جهلی است که از خود ما آغاز می شود و این نیازمند عصیانی بر علیه خویشتن پس از آغاز نبرد در جهان بیرون است.
.
دنیا انقلابیون بسیار به خود دیده است که بی تحول درون به اصلاح جهان برخاسته اند. از آزادی گفته اند و آزاد نبوده اند و به اصلاح دیگران برخواسته اند بی آنکه نور او را در خویش بیابند. چنین است که من بیش از آنکه تحسین کننده انقلابها باشم شیفته عصیانم. انقلاب، طغیان بر علیه جاهلان و ظالمان در جهان برون است و عصیان، خیزش در برابر جهل و زشتی. انقلاب هدف خود را در دنیای بیرون می جوید و عصیان در جهان درون. انقلابیون پس از پیروزی به سیاست مداران تبدیل خواهند شد و عصیانگران با پیروزی به عارف و سالک و تازه پس از آن است که نبرد زندگیشان در جهان بیرون آغاز می شود. انقلابی می گوید آزادی می بخشد و سالک می داند آنکه آزاد نیست نمی تواند آزادی ببخشد، ترسو الهام بخش شجاعت نیست و دروغگو صداقتی پدید نمی آورد، پس می کوشد خود آن شود که روزی باید ببخشد. من نیز چون بسیاری رهروان این راه باور دارم دنیای ما عصیانگران بیشتر و انقلابیون کمتری نیاز دارد ولی آن سالکانی که من می ستایم گوشه نشینانی عابد نیستند بلکه آنانند که در همه تاریخ خرقه ز سر انداخته و در میانه رقصیده اند و چون حلاج وضوشان جز به خون راست نیامده است، چون سهروردی جان بر سر حقیقت نهاده اند و چون صدرا به تبعید رفته اند.

.


.

خدایا ! یاریم کن که مشعلی باشم فراروی خویشتن

.

………………….. ………….و در سفرم به سوی خود بینشی از آتش عطایم کن

.

مرا از دانشی که نمی گرید،

.

………………… …………..فلسفه ای که نمی خندد

.

……………………….. ……………..و عظمتی که در برابر کودکان تعظیم نمی کند دور کن

.

و یاریم کن

.

…………… …..که ایمان و عشقم در این زیارت کوتاه

.

……………………. ………………………..مرا با تصویری یگانه سازد که تو اندیشیده ای

.

خدایا کمکم کن!

.

………………………مرا از خویشتن رها کن،

.

………………………… ………………...قلبی کودکانه ام ببخش

.

…………………………………………………………….. و هیاهوی ذهنم را خاموش کن

.

و هیچگاه

.

………….. ...دلم را از ایمان و عشق به خود تهی مگردان

.

و مرا

.

………. .….شایسته فرزندی سرزمین مقدسی ساز

.

……………………………… …………….…………….که تقدیر مرا تولد در آن قرار داده ای

.




آیدین پورمسلمی

تیر ماه 1389


  • برگه‌ها

Featuring Recent Posts WordPress Widget development by YD