نقدی بر نظریه ریشه عربی-آرامی خط پارسی

۰۶/۱۸/۱۳۸۸ ۴:۳۴:۰۰ بعد از ظهر

 N-Ganjname

بسیاری خط و الفبای زبان پارسی را عربی می دانند و معتقدند پس از سقوط سلسله ساسانی و تسلط اعراب بر ایران این خط از اعراب و رسم الخط قرآن توسط ایرانیان به عاریت گرفته شده و جایگزین الفبا و خط پهلوی گشته است. این باور تا آن حد رسمی و رواج یافته است که نه تنها بسیاری از ما ایرانیان نیز آن را پذیرفته و الفبا و خط مکتوب خود را عربی می دانیم بلکه متاسفانه این نظریه در بسیاری سایتهای مرجع و حتی دانشنامه مجازی ویکیپدیا به همین صورت ثبت شده است و کافی است شکل گیری خط عربی و خط فارسی را در این دانشنامه و یا دانشنامه های مشابه مورد مطالعه قرار دهیم تا بازتکرار این ادعا که خط پارسی ریشه ای عربی دارد را به وضوح ببینیم.

اگرچه نگارش این مقاله خارج از خط سیر پیوستار مقالاتی است که در این صفحه منتشر می سازم ولی برخورد به چند مورد در روزهای اخیر که دوستانی خط پارسی را عربی می خوانند مرا واداشت تا این نوشتار خارج از سیر را بنویسم.

بسیاری برای دفاع از هویت ایرانی این خط به چند تفاوت چون چهار حرف “پ،ژ،گ،چ” و یا سرکش حرف “ک” در فارسی که در عربی نیست وشکل نگارش “ه” و”ی” پارسی اشاره کرده اند و می گویند :” ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی و خط اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند” آنها می پذیرند که این خط عربی است ولی ایرانیان با توجه به زبان خود آن را بومی ساخته اند. گروهی نیز به این روند تاریخی اشاره می کنند که اصولا قرآن توسط حافظان مهاجر و انصار که معروفترین آنان حضرت علی(ع)، طلحه، زبیر، ابوموسی اشعری و عمرو بن عاص و زیدبن ثابت ، سعد بن عبید و انس بن مالک و همینطور عایشه و ام سلمه از زنان پیامبر(ص) بوده اند از بر می شده وحدود بیست سال پس از درگذشت پیامبر اسلام توسط عثمان خلیفه سوم و شورای چهار نفره زید بن ثابت و عبدالله بن زبیر و سعید بن عاص و عبدالرحمان بن حارث به شکل مکتوب در می آید که این تاریخ پس از فتح ایران توسط عمر و بازگو کننده فقدان رسم الخط در میان اعراب است که البته این نظریه دوم مخالفانی دارد که نگارش قرآن را در سه مرحله می دانند که از زمان پیامبر(ص) شروع شده و در زمان ابوبکر و عثمان کامل می شود و معتقدند که قرآن مکتوب از سالهای نخستین صدر اسلام وجود داشته است.

در این مکتوب من بر آن نیستم که پایگاه استدلال و بحث را این دو نظریه قرار دهم زیرا نظریه محافظه کارانه نخست تنها بخش کوچکی از حقیقت را بازتاب می دهد و برای باور دوم نیز دلایل نفی و اثبات زیادی موجود است که اعتبار آن را مورد بحث باقی می گذارد. در این مکتوب بر آنم که با فرض پذیرش نظر آنان که معتقدند این رسم الخط در عربستان از پیش وجود داشته سوال بسیار مهمی مطرح سازم و آن این است که ریشه این خط عربی چیست؟ و خود از کجا آمده است؟

در این شکی وجود ندارد که اعراب حجاز خود نوشتن نمی دانسته اند و خطی نیز نداشته اند زیرا هیچ نشانه ای تا امروز از وجود خط و سواد از اعراب حجاز به دست نیامده است ولی از اعراب شمال عربستان که در مجاورت تمدنهای بین انهرین بوده اند دو نوشته با قدمت ۲۰۰۰ ساله یافت شده است. طرفداران ریشه عربی رسم الخطی که ما امروز به کار می بریم عالی ترین استدلال خود را بر تکامل این خط از الفبا و خط نبطی می دانند که این خط خود به ادعای آنان ریشه آرامی دارد.

 واژه نبطی اشاره به قوم نبط دارد که از حدود ۱۵۰ سال پیش از میلاد در نبطیه می زیسته اند و عرب نژاد بوده اند و آرامی ها نیز در این تعبیر قومی از اعراب شمال عربستان بوده اند که به خاورمیانه مهاجرت کرده اند و در بین النهرین ساکن شده اند. آنها در هزاره اول پیش از میلاد برای خود حکومتی برپا کردند ولی خیلی زود خراج گزار آشور شدند. زبان آنها آرامی بود و معتقدند که خط آنان که مطابق این نظریه مادر خط عربی و خطی است که ما امروزه به آن خط می نگاریم خود از الفبای فنیقی گرفته شده است.

البته این داستان مدعیان دیگری هم دارد که می کوشند به این خط ریشه ای یهودی دهند . آنها می گویند که آرامیها فرزندان آرام ،فرزند سام بودند و کلدانیان از آنان این خط را آموختند و سپس خط عبری را از آن مشتق ساختند با خواندن این همه پیچ و خم در کلام، در می یابیم مقصود این است که خط، ابداع و اختراع قوم یهود است!

بگذارید به این استدلال دقیق تر بنگریم و از زاویه ای دیگر تاریخ این خط را مورد مطالعه قرار دهیم. حتی در این استدلال نیز همه منطق به شمال عربستان و خارج از حجاز و به نمدن بین النهرین ارجاع می شود. جایی که آرامیان خراجگزار آشور با الهام از الفبای فنیقی خط امروز ما را خلق کردند. و اما حقیقتی که در این همه داستان در داستان می کوشند  پنهان دارند چیست؟

ماجرا به خطی بر می گردد که حتی پیش از امپراتوری پارس و تولد کورش کبیر در میان آریاییان و به صورت مشخص قوم ماد که یکی از دو قوم مادر ایرانیان است رواج داشته است. این خط پس از تسلط مادها بر قوم ویرانگر آشور توسط آنها در این منطقه رواج می یابد. دیائوکو که او را نخستین پادشاه ایران می دانند در حدود ۷۵۰ سال پیش از میلاد به عنوان خردمندترین مرد قوم ماد توسط شورایی از قبایل ماد به پادشاهی ماد رسید. او دولتی قدرتمند را پایه گزاری کرد که به بزرگترین پادشاهی آن زمان بدل گردید. فرزند او “فرورتیش”  در ۶۷۰ قبل از میلاد توانست امپراتوری آشور را شکست دهد و هم او بود که پس از اتحاد با سکاها و پارسها که دیگر اقوام آریایی اتحادیه ایران بودند پادشاهی پارس را به کمبوجیه پدر کورش سپرد.

با سقوط دولت آشور خط آریایی در این سرزمین رواج یافت و اصولا ادعای این که این خط آرامی است چون زبان آرامی به وسیله این خط مکتوب شده است همان اندازه نامربوط است که استدلال آنان که می گویند چون ایرانیان پارسی سخن می گویند پس خط آنها هم پارسی است از نظر خود آنان نامربوط و ناصحیح است همانطور که ما اگرچه زبان فرانسه و اسپانیولی داریم ولی خط اسپانیول و یا فرانسه وجود خارجی ندارد.

این که این خط آریایی و نه آرامی است آن قدر مستدل است که در تمامی قلمرو ایران باستان این خط یافت شده است. به این زبان کتیبه هایی  به زبانهای خوزی، انشانی، پارسی، هندی و قبطی به دست آمده و حتی به زبان یونانی هم کتیبه در دست است ولی مسلما این خط هندی یا قبطی نیست همانطور که آرامی هم نیست و اصولا خطی به نام آرامی یکی ازبزرگترین فریب های تاریخ برای هویت سازی گروهی و هویت زدایی از وارثان اصلی است.

 آنها می کوشند حتی این گونه وانمود کنند که هخامنشیان از خط آرامی بهره برده اند و آن را به خط بین المللی خود بدل ساختند نه اینکه این خط به خود ایرانیان تعلق داشته است!! ولی خوشبختانه دو سند ارزشمند هنوز در دست است که می تواند بنیان این فریب تاریخی را فرو ریزد نخست کتیبه داریوش بزرگ در بغستان یا همان بیستون است آن جا که شاه بزرگ ایران در بند بیست از ستون چهارم که به زبان پارسی است فرمان به نگارش داده است که:

 ”داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این خط من است که من کردم. به جز این، به زبان و خط آریایی هم روی لوح و هم روی چرم نوشته شده. جز آن، پیکر خود را هم بساختم و جز آن، تبارنامۀ خود را نوشتم. در پیش من این نوشته خوانده شد. پس از آن، من این نوشتهها را همه جا در میان کشورها فرستادم.”

و علاوه بر این مکتوب تاریخی و ارزشمند ، سند دوم دیگری نیز در دست است که راه ادعای جعلی بودن و یا معاصر بودن این سند ( این روزها بعضی از این حیله برای تهاجم به تاریخ ایران و هویت زدایی از ایرانیان بهره می گیرند) و هرگونه سفسطه و مغلطه دیگری  را می بندد و آن رونوشت دومی از این سند بیستون است که در جزیره الفیل مصر یافت شده است که اصالت سنگ نوشته را مورد تایید قرار می دهد.

این دو کتیبه از این رو برای ما ایرانیان مقدس و ارزشمند است که در آن داریوش بزرگ به صراحت خطی را که به جعل و تزویر آرامی نامیده اند آریایی خوانده است و خود بر این تاکید می ورزد که به دستور او این خط در ممالک متحد امپراتوری پارس گسترش یافت و این خط بطلانی بر این دروغ است که هخامنشیان این خط را از آرامیان به عاریت گرفته و خط رسمی خود ساخته اند.

“تغییر شکل الفبای ایرانی به صورت کنونی، پس از اسلام روی داد و آن چنین بود که شعوبیه ایرانی برای تسهیل در فراگیری الفبا کوشیدند و حروف همسان را از نظر صورت و ردیف صوتی در کنار هم قرار دادند تا برای نوآموزان، فراگیری آن آسان باشد و نامش را الفبای پیرآموز گذاشتند. 

اعراب خط نداشته اند و خطی که از حمیر و انبار به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافته است، خط عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته میشده است و چون آثار مکتوب در قرون اولیه اسلامی و پس از آن، به زبان عربی نوشته میشد، خطی که با آن، زبان عربی ثبت می گردید، به نام خط عربی مشهور گردید و این که حتی خود ما این خط را عربی بنامیم بسیار دردناک است.  

 اجازه ندهیم هویت و تاریخ سرزمینمان را قلب کنند که با تمام توان می کوشند چنین کنند و نگذاریم خط و الفبای ما را عربی بخوانند که این خط عربی نیست و نخواهد بود.

 کافی است تاریخ پیدایش الفبای فارسی و الفبای عربی را در فضای مجازی جستجو کنید تا ببینید چه حجم عظیمی از قلب تاریخ بازتکرار می شود تا ان را به تاریخ رسمی بدل سازند و متاسفانه حتی بسیاری از ما نیز با بی تفاوتی خود با آن هم سو می شویم . 

 

در پایان چند تصویر از خط نباتی مورد ادعای مدعیان الفبای عربی و خط اوستایی می گذارم تا خود قضاوت کنید کدام به رسم الخط حاضر نزدیک تر است و آیا حتی همین ادعای انشعاب خط عربی از نباتی فابل پذیرش است یا خیر بماند به مغلوط بودن همین ادعا حتی با فرض صحت و جالب این است که حتی خطی که آن را کوفی می نامند و پس از فتح بیستون یافته اند سراسر پهلوی و اوستایی است که تصویر مقایسه آن را هم قرار در ذیل قرار می دهم.

                                                      پاینده ایران

                                           آیدین پورمسلمی – شهریور ۱۳۸۸

                                                                                          

خط نبطی که ادعا می شود مادر الفبا و خط ماست!
 
nabti
 
نمونه خط پهلوی اوستایی که ادعا می کنند خط پارسی ارتباطی به آن ندارد!ا
pahlavi
 
و این هم مقایسه  الفبای کوفی و پهلوی اوستایی
 
moghayese

دیدگاه‌ها

  1. آیدین جان متاسفانه استدلال شما با نظریات زبان شناختی تطبیق نمی کند. لانگ استوری شورت شما از شکاف بین فارسی کهن و میانه صرف نظر کرده اید و مقدمات استدلال دچار مشکل شده اند.

    مهران - ۱۹/۰۶/۱۳۸۸ ۰۳:۵۱

  2. مهران جان سپاس از نظر و نقدی که به نوشته داشتی. ولی کاش با دقیق تر و مستدل تر نوشتن نقد، امکان استفاده بیشتری به من می دادی. گرچه احتمالا خلاصه کردن آنچه در اندیشه داشتی در دو جمله این امکان را ایجاد می کند که من دقیق با نظرت ارتباط نگیرم ولی در حد درک من از کلمات اشاره شما بیشتر در بعد کلامی زبان شناسی مصداق دارد و من چندان منظور از شکاف بین فارسی کهن و میانه را به دلیل ایجاز نوشته ات در ارتباط با الفبا و خط که موضوع نوشته بود متوجه نشدم … مزید سپاس خواهد بود اگر کهن و میانه را دقیق تر از لحاظ زمان و مصداق برایم بنویسی و همینطور ضعف استدلال در مقدمات را در صورت امکان با اشاره ای هرچند مختصر روشن تر کنی … در هر صورت هدف این نوشته بیشتر نقد این نظریه بود که الفبای پارسی در نهایت ریشه ای آرامی دارد که من معتقدم اگرچه زبان آرامی وجود داشته ولی خطی به نام آرامی وجود خارجی نداشته است که دلایلم را هم بر آن ذکر کردم و صدالبته این نوشته در حد بضاعت و تنها برای جستجوی حقیقت نگاشته شده و بی تردید در فرهنگ ما بسیار پدیده های ارزشمند از سایر اقوام ورود کرده و پذیرفته شده اند و من نیز سراسر با شونیسم پارسی و ایده هایی چون “هنر نزد ایرانیان است و بس!” مخالفم.

    admin - ۱۹/۰۶/۱۳۸۸ ۱۲:۰۵

  3. Really really …. Really, Thank you. Im working in the area of document processing and allways everyone calls the persian script as arabic and i was not to convience them even for puplication. if you have some english reference i will be delighted to have these links.
    thanking you once again,

    Farshad - ۱۹/۰۶/۱۳۸۸ ۲۰:۴۲

  4. نوشته خیلی خوبی بود، من اینجا هم چیزی راجع به اینکه نباید خط کنونی را خط عربی نامید خوانده بودم نمی‌دانم مشابهتی در دیدگاه شما با ایشان وجود دارد یا نه:
    http://imayan.blogsky.com/1387/04/21/post-570/

    عماد آشنا - ۲۰/۰۶/۱۳۸۸ ۱۳:۱۷

  5. سپاس عماد عزیز … لینک بسیار مفید و جالبی بود و لطف بزرگی خواهد بود اگر شما و یا سایر دوستان در صورت برخورد به لینکهایی در رد و یا تایید این نقد، مانند این لینک جالب محبت کرده و اطلاع رسانی کنید تا در تکمیل بحث و دسترسی به شواهد بیشتر در آینده از آنها بهره گرفته شود

    admin - ۲۱/۰۶/۱۳۸۸ ۰۱:۱۰

  6. Thank you dear Farshad for your kind and supportive comment. I’ll be really grateful if you could possibly tell me more about yourself and your ongoing projects.please feel free to email
    me on my email adress: Aydin_Pourmoslemi@yahoo.com. wish you all the best

    admin - ۲۱/۰۶/۱۳۸۸ ۰۱:۲۱

  7. khat’e mikhi chi pas?

    chera tamam’e katibehe haye takht’e kamshid be khat’e ariyaii edeaii shoma nist?

    chera 70′000 lohe sofalin ke tamam’e madarke edari zaman sakht’e takht’e jamshid hast be khat’e mikhiy’e

    man fekr mikonam taasob bish az had dar har zamineii moshkel saz bashe…hala che dar din va ya che dar nejad va che dar tarikh

    alal - ۰۴/۰۴/۱۳۸۹ ۱۳:۲۱

دیدگاه‌تان را بنویسید:
نام (لازم)
پست الکترونیکی (پنهان می‌شود) (لازم)
وبلاگ

XHTML: می‌توانید این دوستورها را به کار ببرید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>